◕‿◕به وبلاگ رسول جونم خوش اومدید◕‿◕

روز پدر و اعتکاف

1391/3/18 13:14
354 بازدید
اشتراک گذاری

 

من اومدم البته ببخشید که دیر شد آخه اعتکاف بودم ولادت حضرت علی و روز پدر و به همه باباهای گل دنیا تبریک میگم...

رسول جونم با مامانی و بابایی و عمه و پسر عمه رفتن مشهد...

 

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت پدر روزت مبارک...

 

...این 2 تا داستان و میزارم بخونید و نظر بزارید...

 

...پدر...

پدرم اين جوري بود وقتي من :

4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .

5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .

6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.

8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.

10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.

12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.

14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .

16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .

18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .

21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه

25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .

40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .

50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !

 

قدر باباهامونو بدونیم

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 

...داستان کوتاه قدرت مهر پدر...

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید: تو می توانی مرا بزنی یا من تورا؟
پسر جواب داد:من میزنم
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید
با ناراحتی از کنار پسر رد شد
بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود.
... پسرم من میزنم یا تو؟
این بار پسر جواب داد شما میزنی.
پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟

پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 

...اعتکاف نزدیکی به دلهای آسمانی...

اعتکاف بهترين نسخه شفابخش در مقابل کساني است که ديروز زمين را در مقابل آسمان نشاندند و انسان را بي نياز از معبود و بي نياز از معنويت تعريف کردند و چون غمديدگان اين نسخه فراوان شدند و فرياد وااسفاي انسان بي پناه به آسمان رفت نسخه اي ديگر پيچيدند و معنويت هاي کاذب دنيايي و عرفانهاي دروغين را راه حل انسان تشنه معنويت معرفي کردند.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

برین ادامه مطلب عکسای ناز رسولو ببینید هرچند مشهده من از عکسای قبلیش که نذاشته بودم میزارم...

 

 

 

 

نظر یادتون نره...

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (9) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
❤。★مامان رضا جون★。❤
18 خرداد 91 14:51
سلام عزیزم
التماس دعا
توی وقتای مناجات ما رو هم یاد کن عزیزم
راستی چشمام در اومد از بس نوشته هات ریز وبود و رنگ پس زمینت


مرسی عزیزم .تو پست بعدی درشت تر مینویسم
مامان یاس
18 خرداد 91 17:23
عبادت فبول باشه منا جون.عزیزم ایشالا امام رضا همه نی نی ها رو واسه ما سالم نگه داره.بوس


مرسی گلم .ایشالله
مامان محمد
18 خرداد 91 22:12
سلام عزیزم،مرسی که اومدی پیشمون خییییییلی خوشحال شدم،از مطلب زیباتم لذت بردم،مطالب این پستتم قشنگن،فقط یکمی ریز نوشتیشون،من از ساری استان مازندرانم،دوستون دارم عزیزم.


مرسی حتما درشتش میکنم
چه جالب من از قائمشهرم
عمه آتنا
19 خرداد 91 9:18
ا فکر کردم فقط من اینجوریم واسه رنگ وبلاگ آخی عزیزم خوش به حال رسول،قبول باشه زیارتشون خوش به سعادت شما هم که تونستی بری اعتکاف
مانی محیا
20 خرداد 91 8:45
قبول باشه گلم ما رو هم دعا کن..

مامان آريا
20 خرداد 91 11:50
عزيزم التماس دعا داستانات عالي بودن كاش قدر اين گوهر هاي گرانبهايي كه داريم رو بدونيم و تا مي تونيم بهشون محبت كنيم تا شايد اندازه سر سوزني جبران زحماتشون كه براي ما كشيدن و كرده باشيم
عمه علی آقا
20 خرداد 91 21:44
داستانت خیلی قشنگ بود .....رنگ وبتم که عوض کردی خاله؟؟!!!!اینطوری خوشخل تره
محمدمهدی
28 خرداد 91 20:32
سلام نی نی کوچولو وب زیبایی داری خوشحال میشم بهم سربزنی و اگه خواستی لینکم کنی و خبر بدی لینکت کنم
عاشق تنها
14 تیر 91 14:46
سلام آبجی جوووونم خوبی نمره ریاضی اومدمن در رفتم تو چی رسول جوون چطوره خوبه
1